تبليغاتX
دل حوا

 

سیبی که مرا به باغ بدنامی کاشت

بوی غزل و رنگ شقایق را داشت

آخر تو بگو چگونه می شد آن را

بویید و نخورد و باز بر جای گذاشت!؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 13:17 توسط حوا |

 

بعد از آن سیب من آدم شده ام میدانی؟!

با خیالات تو همدم شده ام میدانی؟!



تشنه ی خاطره انگیز ترین بارانم

تشنه ی اشك چو شبنم شده ام میدانی؟!



ای سحر پشت شب پنجره هامان گل كن

بی تو مثل شب عالم شده ام میدانی؟!



بی تو از هرچه بهار است دلم می گیرد

بی تو عطر گل مریم شده ام میدانی؟!



بازهم سیب نگاهی به تعارف بنشین

به خدا باز من آدم شده ام میدانی؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 12:58 توسط حوا |

 

بگو ای مرد من ، ای مرد عاشق

                               کدوم چله از این کوچه گذر کرد

هنوز باغچه برامون گل نداده

                                کدوم پاییز زمستون ُ خبر کرد...         

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 17:23 توسط حوا |

 

حتا وقتی خیلی غر می زنه،وقتی دعواتون می شه، وقتی خستگی هاتو درک نمی کنه ،وقتی باهات حرف نمی زنه،وقتی فکر می کنه عشق بعد ازدواج فقط یعنی کار برای خانواده، وقتی خسته س،وقتی سالگرد ازدواج یادش رفته،وقتی دیر میاد خونه،وقتی تلفن ناشناس داره، وقتی ...

باز هم  آغوشش تنها جاییِ که می تونه آرومت کنه!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 21:38 توسط حوا |

 

لجبازی ِ آدمانه ی بی منطق ت غیر قابل تحمل شده!

اگه یه بار دیگه گازی به سیب بزنی حتمن این بار جای بهتری می ریم؛

بدتر از زمین که جایی نیست!

 

** مشکل اینه که حواها آدم نمی شن تا گول زدن یاد بگیرن،به جای گول خوردن!

+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 3:8 توسط حوا |

عجیبه!

تو هم مردی،

هم چشم داری،

هم هرزگی نداری!

گمونم اولین نامردی هستی که از نزدیک می بینم!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 15:50 توسط حوا |

کد 90 موبایلت که زنگ میزند می دانم حتمن معشوقه ات کار اورژانسی دارد!

 

**کد 90: کد کیس حاد اورژانس

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 15:49 توسط حوا |

تو فکرِ تنهایی غرق شده، چه قدر دلش نوازش می خواد

جلوی پاش ترمز می زنه،سوار می شه

پسرک : به قیافه ات س ک *س نمی آد،زیادی ساده اس

تعجب می کند:س ک* س؟ نگه دار!

هاج وواج زل می زنه :  چرا سوار شدی پس؟

-فک کردم شاید عاشقم شدی!

-؟!!!!

 

*این یعنی "حوا"

**هیچ زنی بی دلیل هرزه نمی شه ، هیچ مردی با دلیل!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 15:46 توسط حوا |

 

هر چه حوا شدم تو آدم نشدی

آدم می شوم

شاید حوای بهتری باشی!

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 15:10 توسط حوا |

 

دوباره‌ وسوسه‌ سیب‌ و عشوه‌ حوا

                                          ببین‌ چگونه‌ قدمهای‌ نفْس‌ لرزان‌ است‌...

 

 

می نویسم

به خاطر زنانگی هایم و لطافت خفته یشان

 

 

این وبلاگ مخاطب خاص ندارد!

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 14:58 توسط حوا |